
درود . .
هوا همچنان بس ناجوانمردانه سرد است !
دوستان و خوانندگان گرامی
اومدم که بگم . . . دیگه حالا حالا ها نیاین به این وبلاگ سر بزنید . .
چون ..
علاوه بر اون مسائل پیش اومده و مشکلات بلوگفا و . .. . تصمیم گرفتم یه جوره دیگه از زندگی کردن رو هم تجربه کنم . . که وقت کمتری برای اینترنت و . .. می تونم بذارم. .
خلاصه چون دیدم هنوزم روزی چندین بازدید داره به آمار اضافه میشه . .گفتم منتظر نذاشته باشم کسی رو . .
حالا اگه بعدا خواستم دوباره وبلاگ رو شروع کنم . . با برنامه و ترتیب بیشتری این کار رو خواهم کرد . .
ولی تا ماه های آینده دیگه فکر نمی کنم . .. بیام . .
پس . .
ما هم رفتیم !
هر چند هنوز . . غم این خفته ی چند . .خواب در چشم ترم می شکند . .

با سپاس ( از سردی هوا . . از تاریکی راه . . از ظلم ها ستم ها بدی ها . . که وفادارند ! )
امگا ( سال نوی میلادی همتونم مبارک . .امیدوارم سالی . .خوش . . داشته باشید )
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در افسانه ها و ادبیات باستان یونان امده است که اسطوره ای به نام (زئوس)عاشق (یدا)ملکه اسپارتا شد این ملکه زنی بسیار زیبا بودو زئوس هر چه تلاش برای به دست اوردن عشق او کرد موفق نشد از این رو خود را به شکل یک قو در اورد واین قو اینقدر زیبا بود که ملکه عاشق او شد و او نیز به قو تبدیل شد بعد از ان ملکه تخم گذاشت واز ان تخم دو بچه زیبا به دنیا امدندکه(پلی دیوسس)و(هلن)بود از این رو یک صورت فلکی به نام (cygnu)برای جشن گرفتن عشق زئوس تشکیل شد می گویند زئوس که به صورت قو بود هیچگاه به شکل اولیه خود در نیامد وانقدر در دریا ماند تا بالاخره در میان امواج دریا وتنها با دنیا خداحافظی کرد.
گویند قو در وقت مرگ خود، به گوشه ای رفته و آواز مخصوصی میخواند؛ چرا که میداند که کی خواهد مُرد.

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ زیبا
کجا عاشقی کرد؛آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی زآغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی! آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خل نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند

+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:9  توسط omega
|